سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

187

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شود در حالى كه كنيز شوهر ديگر كرده ولى شوهر هنوز با وى نزديكى ننموده است در اينكه بر كنيز لازم باشد به منظور فوت مولا عدّه نگهدارد يا به جهت استبراء از تماس مرد با او خود را بر حذر دارد دو احتمال مىباشد : احتمال اول : بگوئيم : بر وى لازم است كه عدّه نگه دارد زيرا نصّ و روايتى كه نگهداشتن عدّه را وظيفه و تكليف براى وى قرار داده مطلق است چه آنكه لسان اين حديث آنست كه : امّ ولد بايد براى موت آقايش عدّه نگهدارد . و چنانچه ملاحظه مىشود اين عبارت مطلق بوده و مقيد به هيچ قيدى نيست لذا اطلاقش مقتضى است كه در مورد بحث قائل بلزوم عدّه شويم . احتمال دوّم : چون حكمت تشريع عدّه و استبراء در اينجا منتفى است چه آنكه فرض اينست كه مولا با وى دخول نكرده است لاجرم نگهداشتن عدّه بر وى لازم و واجب نمىباشد . و اگر توهّم شود كه مولا قبل از به تزويج دادن كنيز با وى هم‌بستر شده از اينرو اين وطى موجب لزوم عدّه مىشود در جواب گوئيم قطعا حكم اين وطى بواسطه تزويج بعدى ساقط شده و حكمى ديگر بر آن مترتّب نمىباشد . قوله : و لو مات سيّدها و هى مزوّجة من غير : ضمير در [ سيدها ] به امّ ولد راجع بوده و در [ غيره ] به مولا عود مىكند . قوله : فلا عدّة عليها قطعا : مرحوم جمال المحققين مىفرماين : دليل اين حكم گويا اجماع است و الّا عموم ادلّه اينجا را نيز شامل شده و مقتضاى آن لزوم عدّه مىباشد .